محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
332
اكسير اعظم ( فارسى )
به سوى مغابن دفع كند و گاهى به سبب دفع طبيعت بود از عضوى شريف ماده را به طريق بحران انتقالى به غير آنكه اعضاى رئيسه دفع كرده باشد و گاهى به سبب قروح و اورام ديگر كه در عضوى باشد و به سوى آن عضو مواد جارى شود و در راه او اين مواضع باشد پس قدرى از آن ماده در اينجا بماند به جهت وسعت و رخاوت و تخلخل موضع و ورم آورد و از اين قبيل است ورمى كه از قرحهء دست در بغل و قرحهء سر در پس گوش و قرح ساق ياران در كنج ران پديد آيد و اين نوع اورام را به فارسى باعزه گويند و گاهى به سبب امتلاى بدن از خون و ديگر اخلاط اين ورم حادث شود چنانچه در ديگر مواضع بر مىآيد . و انطاكى گويد كه گاهى در ايام ربيع و بلاد مرطوب اندفاع ماده در مكانهاى مذكور مىشود و مشابه طاعون گردد ليكن آن نباشد بلكه اين يا اورام يا خراج حار بود كه دردناك باشد و گاهى قرح گردد و منفجر شود از مادهء فاسد بنفسه يا به علاج و باغره نامند و بمصر كبد و در شام ضربه و علاجش علاج دماميل و اورام حاره است و بعد گشادن علاج قروح بود . و مؤلف خلاصة التجارب گويد كه خيارك ورمى بود دراز شكل بهيئت بادرنگ كوچك كه اندر پيغولهء ران افتد و گاهى اندر بغل نيز افتد و نزد عوام به همين اسم مشور بود و اما اطبا اين را بورم همين مواضع بازخوانند و از اورام رخو شمرند و اين ورم در اول با درد سخت و صلابت باشد و از اعراض طاعون با آن هيچ نبود و رنگ او در اوائل از رنگ بدن دور نباشيد و اكثر بتحليل رود و اين ورم گاهى به سبب الم در عضوى فروسوى خود عارض شود بعلتى كه مذكور شد و اين قسم عرض بود اكثر خودبخود تحليل پذيرد بعد تسكين الم عضو مأدف كه سبب بوده . علاج فصد كنند و زلو بچسپانند و تبريد لعاب بهدانه و شيره عناب و عرق شاهتره و شربت نيلوفر بدهند و بعد از آن نضج به مسهل بارد تنقيه كنند و استعمال رادعات در اينجا مناسب نبود بلكه بعد تنقيه مرخيات محلله مانند موم و روغن گل با محللات استعمال نمايند و يا بنفشه و خطمى و تخم مرو به روغن بنفشه و موم سفيد سرشته به كار برند و از مرخيات روغن گاو و مسكه است و گاهى ريختن آب گرم بر آن كفايت كند و تكميد بخشت و سنگ گرم كرده در تحليل اين اورام مجرب است و خصوصاً اگر در آفتاب گرم كرده باشند خيلى مفيد بود و همچنين ضماد از حلبه و بزر كتان و عنب الثعلب و ريوند چينى مساوى در آب برگ مكوه . و ايضاً طلاى جدوار خطائى تنها يا با زراوند طويل برابر . و اگر تحليل نشود پياز در خاكستر گرم پخته بربندند يا به رتهء برگ نيب و سنبهالو نهند و ديگر منضجات و مفرجات كه در علاج فلغمونى و خراج و دبيله و دمل مسطور شد استعمال كنند . و اگر آرد جو دو توله ريوند چينى سه ماشه در جغرات پخته ضماد كنند در تفجير درم و تسكين درد مجرب است . و اگر منفجر نشود به نشتر بشكافند پس مراهم مدملهء قروح به عمل آرند و آنجا كه اتفاق تضميد روادع در اين اورام افتد لازم است كه بتقويت دل و دماغ و فم معده همىكوشند تا ماده به اعضاى رئيسه بازنگردد و در اين زمان ورم بن ران كه بهندى بد گويند اكثر در آغاز مرض آن شك عارض مىشود و از علاج مرض مذكور تحليل مىگردد و يا مىشكافد و فصد و مسهل سودا و اطريفل شاهتره در آن مفيد مىافتد . ذكر ادويهء نافع اورام مغابن : اگر ورم پس گوش با درد گوش و صداع و تب باشد بهدانه سه ماشه عناب پنج دانه سپستان نه دانه در عرق شاهتره عرق عنب الثعلب جوش داده شربت نيلوفر دو توله خاكشى چار ماشه داخل كرده بنوشند و رسوت گل ارمنى جدوار صندل سرخ هر يك دو ماشه در آب عنب الثعلب سبز سائيده ضماد نمايند و شير دختر قدرى در گوش اندازند و جو نيمكوفته مكوه نيلوفر گل خطمى برگ كنار در آب ده آثار جوش داده پاشويه نمايند روز ديگر گل خطمى بنفشه هر يك شش ماشه كوكنار چهار عدد مكوه شش ماشه نيلوفر چهار ماشه در شير گاو پاوسير جوش داده بخور سازند و گل خطمى عنب الثعلب هر يك شش ماشه مغز خيارشنبر دو توله در آب عنب الثعلب سبز سائيده ضماد سازند كه معمول حكيم شريف خان است . ايضاً براى گره سخت كش ران قبل از آتشك از مادهء آن و انصباب فضول جگر اول فصد باسليق و تبريد مسكن اخلاط از لعاب بهدانه شيره خيارين شيره كاسنى شربت بنفشه خاكشى بعده منضج فساد خون و مسهل فلوس خيارشنبر به عمل آرند و رسوت جدوار هر يك دو ماشه فلوس خيارشنبر يك توله به آب گشنيز سبز سوده ضماد كنند و ارسال علق به موضع ورم فرمايند و بعد شكافتن ورم مراهم جاليه و مدمله به كار برند . ايضاً عناب به عرق شاهتره جوشانيده شربت بنفشه داخل كرده خاكشى پاشيده بنوشند و جدوار به سركه و گلاب سوده ضماد نمايند . دوايى كه به جهت ورم خيارك از مجربات گيلانى است پوست هليلهء زرد ناكوفته به روغن بيد انجير خوب بريان كرده باريك سوده بسركهء تند خمير كرده ضماد نمايند در دو سه روز دفع سازد . ديگر محلل پياز را از كارد قيمه كرده در بول كودك نابالغ بپزند تا مهرا شود پس قرص بسته نيمگرم بر خيارك بندند صبح و شام در چهار روز تحليل مىشود پس حنا سوده قرص كرده بر آن بندند . ديگر بيخ كيله در بول آدم سائيده نيمگرم بر پارچه نهاده بچسپانند . ديگر ريوند چينى اعلى كرم تاخورده بسايند و قليلى آهك آب ناديده